خوشحال و شاد و خندادنم قدر دنیا رو میدانم........
هوووووووووووووووووووووووووووووووررررررا بالاخره مدرسه شرشو کم کرد .......![]()
و من بالاخره دیگه اینجوری نیستم : ![]()
ای بابا خسته شدم انقد صبح تا شب خوندم سرم رو از رو کتاب بر نداشتم واقعا خرخونی کردم تازه نمره ی دلخواه مامانمم نگرفتم حالا از طرفی به خاطر تموم شدن مدرسه ها خوشحالم از طرفی وقتی به کارنامه ها فکر میکنم.....![]()
دیروز خییییییییییییییلی از تموم شدن مدرسه ها خوشحال بودم امروز دیروز ضربدز ۲.![]()
ولی دیروز طناز اینا حالمو گرفتن.... ینی طناز و مهسا...... اونم سر یه موضوع مسخره بین من و مبینا که اصلا بجز خود من و مبینا به هیچکس دیگه ای مربوط نبود روز آخر مدرسمو خراب کردن... ![]()
![]()
![]()
ولی خوبه دیگه مدرسه ها تموم شد راحت شدم قیافه هیچکدوم از بچه ها رو نمیبینم.... ![]()
ولی خوب با این وجود دلم برای طناز خیییییلی تنگ میشه هر چند واقعا دیروز ناراحتم کرد......![]()
به هر حال امتحانای ما خیلی زودتر از بقیه مدارس تموم شد و از این بابت خیییلی خوشحالم.![]()
تاز ه دیروز نشستم کل سریال بوسه شیطنت امیزو از اول نگاه کردم مخم هنگ کرد ای جاااااااااااان![]()
![]()
نمیدونم چرا هر چی نگاه میکنم خسته نمیشم![]()
![]()
![]()
![]()
من رویام عاشق کره ی جنوبی و تو این وبلاگ از SS50lو لیدرشون کیم هیون جونگ lمیذارم...